محمد رضا واليزاده معجزى
177
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
عزم ما جزم است فورا عريضه تلگرافى به پيشكار و اعلىحضرت ناصر الدين شاه تقديم و استدعاى تعويض حاكم را بكنيم و نيز اتحادى فيما بين خود برقرار سازيم كه هرگاه اعلىحضرت به تقاضاى ما وقعى نگذارد و ترتيب اثر ندهد ، احدى از اين جمع سر به چنبر اطاعت ظل السلطان نسپاريم و تا جان در بدن داريم ، مقاومت كرده و تسليم به حكومت او نشويم . " همگى بر اين قول اتفاق و سوگندهاى مغلظ ياد كردند و براى تشييد مبانى سوگند و اتحاد ، به آيين قديم عشاير سوگند مشهور به " گورسگ " « 1 » را نيز اجرا كردند . اين سوگند در مواقع بسيار مهم فيما بين مردم اجرا مىشود و بىنهايت اهميت در ميان عشاير دارد و هركس از آن عدول كند براى هميشه مطرود و منفور خواهد بود . بعد از اجراى اين مراسم قرآن مجيد را نيز روى سينى گذارده ، عموم خوانين تجديد وضو كرده و به كلام اللّه مجيد سوگند ياد كردند كه تا آخرين نفس در مخالفت با حكومت ظل السلطان مقاومت نشان داده و از فعاليت باز نهايستند تا شاه فرمان عزل او را از حكمرانى لرستان صادر كند . خوانين لرستان عرض حال دستجمعى به شاه تقديم كردند سركردگان و رؤساى طوايف و ايلات بعد از انجام مراسم سوگند و تشييد مبانى اتحاد ، عرض حال مفصل و ضراعتآميزى به شاه تقديم كردند و قريب به اين مضمون كه ما لرستانيان مردمى زراعتپيشه و كمبضاعت بوده ، تاب و توان تحمل بار سنگين شاهزاده ظل السلطان فرزند ارشد شاهنشاه را با آن جلال و شوكت و دستگاه عريض و طويل [ را ] نداريم و عاجزانه از پيشگاه اعلىحضرت همايون استدعا داريم حاكمى براى لرستان تعيين فرماييد كه متناسب با وضع فقيرانه ما بوده و توانايى تأمين مخارج سازمان حكومت او را داشته باشيم . عرض حال خاضعانه خوانين لرستان در قلب رؤف و حساس ناصر الدين شاه اثر بخشيد و آن را به ظل السلطان ارائه داد و به او توصيه كرد كه چون لرستانيان از شما ترسيدهاند ، قبلا خودتان در رفتن به آنجا تعجيل نكنيد و نايب الاياله بفرستيد . ظل السلطان از موضوع شكايت
--> ( 1 ) . سوگند " گورسگ " به اين وضع اجرا مىشود كه متحدين و همقسمها سگ زرد رنگى را با طناب بسته و هريك از شركت كنندگان سنگى بر بدن آن حيوان - كه گناهى غير از داشتن پشمهاى زرد رنگ ندارد - نواخته ، او را مىكشند و در زير همان سنگهايى كه بر بدنش اصابت كرده ، دفنش مىكنند . آنگاه يكى بعد از ديگرى ، درحالىكه با انگشت به جانب سگ اشاره مىكند ، مىگويد : " پدرم از اين سگ زرد كمتر باشد ، اگر از اين معاهده و پيمان تجاوز كنم و با رفقا عهدشكنى بنمايم . "